مهدى عبداللهى

128

هدايت وسياست در پرتو گفتگوهاى امير المؤمنين ( ع ) ( فارسى )

[ دم كه مطالبه خونش كند ] ندارد و من ولىّ كسى هستم كه ولىّ نداشته باشد ونظر من عفو قاتل اوست . حضرت فرمود : امام نمىتواند حدّى را كه حق مردم است عفو كند ؛ و تو نمىتوانى فرزند عمر را عفو كنى . اگر مىخواهى قصاص را از او دور كنى ، ديه‌اش را به مسلمانان كه ولىّ هرمزان هستند بپرداز و همراه بيت‌المال در ميان مستحقان تقسيم كن . اميرالمؤمنين چون تعلّل عثمان در اجراى حدّ وامتناعش از انجام حكم خدا را ملاحظه كرد ، خطاب به او فرمود : در روز حساب خون هرمزان از تو مطالبه خواهد شد . و من قسم مىخورم كه اگر چشمم به عبيداللّه بن عمر بيفتد ، على رغم كسانى كه نمىخواهند ، حق خدا را از او خواهم گرفت . عثمان شبانه عبيداللّه را خواست و به او گفت كه از دست اميرالمؤمنين عليه السلام فرار كند ؛ واو شبانه از مدينه خارج شد وعثمان نامه‌اى به او داد و در كوفه محلى را تيول او كرد كه به « كويفهء ابن عمر » مشهور شد واو در آنجا بود تا وقتى كه حضرت على عليه السلام به حكومت رسيد . آن گاه به سوى معاويه فرا كرد و در جنگ بر ضدّ اميرالمؤمنين عليه السلام شركت جست « 1 » .

--> ( 1 ) - الجمل : 176 . .